بنام خدا
جنگهای استکباری با چه علت اساسی به وقوع می پیوندد؟
جنگهایی که رخ داده می شود اغلب برای کسب منافع مادی ، ایجاد سلطه و دستیابی به منابع گرانبهای زیرزمینی و به قیمت ظلم و جور نسبت به ساکنان آن کشور که با جنایات عدیه ای همراه است می باشد که نمونه های بارز آن را در سالهای اخیر به وضوح مشاهده می کنیم که بعنوان مثال ، در یمن در حال حاضر وجود دارد و چندین سال است استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جنایتکار و با همراهی مملکت ذلیل و خوار عربستان سعودی و اسرائیل خبیث یا بهتر بگوییم جنگ ائتلاف صهیونیستی ـ وهابیت و نیز بهتر از آن بگوییم جنگ استکباری می باشد که چندین سال است روزانه با حملات هوایی و بمباران های مردم بی گناه و با کمک گرفتن از مزدوران کشور مجاور که تمامی زیر ساختها و کشتن وحشیانه و فجیع مردم مظلوم یمن صورت می گیرد که دنیا را به شگفتی و حیرت وا داشته است .
مردم فقیر و مظلوم یمن چه جرمی در حق آنان مرتکب شده که مستحق چنین آدم کشی ها و ویرانی ها باشد که عده ای کثیر اعم از: زنها و بچه ها و مردان روزانه به شهادت می رسند و یا از بی غذایی و بی دارویی از بین می روند و ساختمان ها سر خلق مسلمان و مظلوم یمن ، بیمارستان ها ، مدارس و غیره و غیره فرو می ریزد و مردم را قتل عام می کند و همانطور که گفته شد از رسیدن کمکهای غذایی و دارویی نیز به آنها ممانعت و جلوگیری می شود بطوریکه روزانه تعداد کثیری از مردم به شهادت می رسند بدون اینکه مرتکب کار مجرمانه ای شده باشند که آدمی وقتی به این وضع اسفناک و حیرت انگیز فکر می کند هیچ دلیل خاصی برای کشتارها و خرابی ها و محاصره اقتصادی و درمانی و ... نمی بیند مگر اینکه به این نتیجه می رسیم که پشت این جنایات ، فجایع و نسل کشی برای یک دلیل خاص می باشد .
بلی ، همانطور که گفته شد منفعت مادی و نامشروع ضد بشری پشت پرده ، موجب این جنایات عظیم باید باشد . دلیل آن چیست؟ آیا یمن دارای منابع عظیم نفتی است ؟ که البته خیر . پس علت خاصی وجود دارد که از فهم اغلب مردم جهان پوشیده است و آن اینکه سرکردگان واقعی اعم از آشکار و پنهانی در آن ، سهیم بوده و ماشین های جنگی را از پشت هدایت می کنند که منافع مادی آنجا را صاحب شوند . و به سرمایه های کلان مادی رسیده و از طریق جنگ به مقاصد به منابع عظیم دست پیدا کنند .
مثلاً چند سال پیش بود که فرانسه به افریقای مرکزی به بهانه ی ایجاد امنیت اقدام به حمله نمود و در واقع برای رسیدن به منابع مادی از جمله نفت و غیره دست پیدا کند و برای اینکار عده کثیری را کشتار نمود کشوری که ادعای دموکراسی و خیر اندیشی دارد .
ممالکی که در چند سال اخیر مورد هجوم نیروهای نظامی با به کار بردن دسیسه صورت گرفته فراوان است .
جنگ در سوریه ، عراق ، فلسطین ، افغانستان ، لیبی و غیره دلیل با دلایل خاصی برای کسب منافع و ثروت ها صورت می گیرد .
همانطوریکه فوقاً گفته شد دولت و ملت یمن هیچ جرمی در حق عربستان و آمریکا و غیره مرتکب نشده اند تا این جنگ تحمیلی و غیر انسانی به وقوع پیوندد و یا این کشور دارای منابع عظیم نفتی نیست که مورد هجمه چنین و چنانی واقع شود .
گفته شد که بیشتر جنگها ریشه در کسب مادیات دارد ولی گناه یمن چیست ؟ که توسط عربستان وهابی به کمک آمریکا و غیره بطور مداوم روزانه بمباران شده و مردم شهید می شوند و تمامی مساکن و زیر بناهای اقتصادی و بهداشتی آنان منهدم و ویران می گردد و گرسنگی حاد و شهادت از این طریق ، و شیوع بیماری وبا و از بین رفتن کودکان ، زنان و مردان بی گناه بطور وحشت انگیزی شیوع پیدا کرده و از کمک به آنها شدیداً جلوگیری می شود و درست است که این قربانیان به عنوان شهید به بهشت می روند و جنایتکارانی که این جنایات فجیع را مرتکب می شوند به جهنم واصل می گردند ولی ببینم که علت و ریشه اساسی و اصلی این همه جنایات و کشت و کشتارها چیست ؟
باری ، همانطور که گفته شد این جنگها برای بدست آوردن ثروت ملتها و در نهایت از بین بردن بشریت و علی الخصوص اسلام می باشد .
ولی باید دید یمن فقیر چه منابع ثروت دارد که دشمن به آن طمع و درصدد از بین بردن کامل آن می باشد؟
اگر خوب به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که بزرگترین گنج دنیا در یمن قرار دارد گنجی که بهشت «شداد» یا اِرَم نامیده می شود و این امر را از قرآن کریم در می یابیم یمنی که این گنج افسانه ای را در بطن خود نگهداشته است ولی کجاست ؟ این را فقط خداوند باریتعالی می داند و محال است که استکبار جهانی به آن دسترسی پیدا کند و با استفاده از ان مرتکب جنایات بیشتری در حق بشریت و مخصوصاً اسلام گردد.
آمریکا ، اسرائیل و عربستان سعودی و غیره چشمداشت به این گنج دارند ولی بیخودی برای اینکار مرتکب جنایات می شوند و هرگز موفق به رسیدن به این آمال پلید و جنایتکارنه نشده و بلکه خود ، در وادی جهنمی نابودی کامل قرار گرفته و بیشتر و بیشتر قرار خواهند گرفت و سرانجام این هدیه ی آسمانی نصیب مسلمانان بخصوص و اسلام واقعی خواهد شد .
واقعیت و داستان این گنج چیست ؟
در زمان پیامبری «حضرت هود» (ع) مردمانی که در زمان آن حضرت می زیسته اند مردمان بسیار مرفه و پر نعمت بودند و شهرهایشان دارای ساختمان ها و کاخ های بیشماری بود و نیز خودشان دارای قدهای بلند و هیکل های تنومند بودند که برخی معتقدند که قد بزرگترینشان 400 گز و کوچکترینشان حدود 70 گز و سایه شان حدود 200 گز بوده است و شدیداً بت پرست و در شمال «حضرموت» و سرزمین قدیم «سبا» سکونت داشتند و خطشان میخی بوده است و هرچه حضرت هود (ع) نصیحت و اندرز می داد که بت پرستی را کنار بگذارند و دست از اعمال فاسد خود بردارند به راهنمایی های وی ترتیب اثر نداده و به کارهای مفسده گر و بت پرستی خود می افزودند .
این قوم بنام «عاد» معروف بودند که مفاسد گوناگون در بین شان رواج داشت (مثل دنیای استکبار کنونی)
گویا «عاد» دو پسر داشت بنامان : «شدید» و «شداد» که پس از مرگ عاد ، شدید جانشین وی می شود و پس از وی نیز برادرش شداد به حکومت رسیده و ممالک دیگر را مطیع خود می نماید و مرکز حکومت آنان عربستان جنوبی یا همین یمن بوده است .
«شداد» وصف بهشت را شنیده بود در صدد بر می آید با طلاها و جواهرات فراوانی که از سرزمین های وسیع خود به دست آورده بود در یمن بهشتی بسازد و به این تصمیم خود نیز جامه ی عمل پوشانده و بهشتی بنام بهشت شداد و یا بنام اِرَم برپا می کند و وقتی کارش به اتمام می رسد و قصد افتتاح ان را می نماید جناب عزرائیل حاضر و جانش را می ستاند .
مرحوم «دکتر محمد معین» در جلد 5 فرهنگ فارسی خود در صفحه 124 (اَعلام) می فرماید : اِرَم یا ِارَم ذات العماد ، در قرآن مجید مذکور است که غالباً آنرا بهشت شداد دانسته اند و محل آن را در عربستان جنوبی یاد کرده و گفته اند چون شداد ذکر بهشت بشنید خواست در این دنیا بهشتی بسازد . از اینرو در موضعی در عدن ، شهری بنا کرد که سنگ های آن از زر و سیم و دیوارهای آن به احجار کریمه مرصع بود و پس از اتمام بنا ، خواست آنرا دیدار ] افتتاح[ کند چون دعوت هود] ع[ پیغمبر را نپذیرفته بود ، به هنگام دخول در آن باغ وی را قبض روح کردند و شهر مذکور در زیر ریگ مدفون شد .
عاری ، وقتی نصایح حضرت هود (ع) به نتیجه نرسید آنحضرت به امر خداوند متعال آنان را نفرین که بلافاصله باریدن باران به مدت 7 سال از آنان قطع شد و خود آنحضرت با کشیدن آب از چاه باغش ، درختان خود را آبیاری می کردند .
قوم عاد تصمیم گرفتند به نزد آنحضرت رفته و از وی طلب باران کنند و وقتی به در باغ (یا منزل) می رفتند پیرزنی را دیدند و دریافتند که او همسر حضرت هود (ع) است خواسته خود را با وی در میان گذاشتند آن زن اظهار داشت اگر هود این کار را می توانست انجام دهد در حق خودش انجام می داد .
نمایندگان قوم عاد پیش خود حضرت هود (ع) رفتند و اول آن چیزی را که از آن زن شنیده بودند به ایشان گفتند . حضرت هود (ع) به آنان فرمود که این زن همسر و دشمن خانگی من است و سپس دعای نزول باران را در مقابل تقاضای آنان از خداوند باریتعالی خواستار شد و باران باریدن گرفت و مردم عاد خوشحال و آسوده خاطر شدند ولی با وصف این ، به آنحضرت ایمان نیاوردند و بت های بزرگتر و بیشتری ساختند و به عبادت آنها پرداختند و به مفاسد خود افزودند و آزار و اذیت آن حضرت کمترین تغییری نیافت بطوریکه یک بار حلقوم او را گرفته و چنان فشار آوردند که حدود یک روز مدهوش بود و به ایشان خطاب کردند باز اگر از این حرفهای خود دست برنداری چنان گلویت را فشار خواهیم داد تا جان از بدنت خارج شود .
چون راهنمایی ها و نصایح و دعوت های پیامبر خدا به طرف حق به جای نرسید باز نباریدن باران پیش آمد و قوم عاد یکباره دیدند که ابری آسمان را فرا گرفته است تصور کردند که این ابرها ابر رحمت است و بدون اینکه بدانند ابر بلا و نقمت است .
این ابر ، ابر بلا بود که توأم با طوفان شروع و شش شبانه روز ادامه داشت و سرانجام ، آنان در خانه های خود محبوس و طوفان سرد ، شن ها را روان و تمامی آنان در شهرها و مساکن شان بطور فجیعی کشته شده و زیر خروارها شن و ماسه مدفون شدند که در قرآن مجید آیات متعددی در باره آنان ذکر شده است والسلام .
خسرو (محمدعلی) افشاری فرزانه
27/2/96
مقاله...
ما را در سایت مقاله دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 154
تاريخ: يکشنبه
14 خرداد
1396 ساعت: 7:38